|
منطق قرآن کریم درباره علم به شکلی است که قابل تخصیص و اختصاص نمی باشد. قرآن علم را نور و جهل را ظلمت می داند، می فرماید مطلقا نور بر ظلمت ترجیح دارد. قرآن صریحا مسائلی را به عنوان موضوع مطالعه و تفکر پیشنهاد می کند. این موضوعات همانهاست که نتیجه مطالعه آنها همین علوم طبیعی و ریاضی و زیستی و تاریخی و غیره است که امروز در دنیا می بینیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور ۱۳۹۰ساعت 13:12  توسط حسن اعتمادی
|
به گمان نورث وایتهد، قرن هفدهم را باید قرن نوابغ نامید. در این قرن، اهمیت ریاضیات و فیزیک بیش از پیش قوت گرفت و اهتمام به عقل به بالاترین حد خود رسید. در این دوره، به آرامى، از شأن و منزلت الهیات کاسته شد و با ظهور برخى از مسائل توسط دانشمندان ـ همانند سقوط اجسام با وزن هاى غیر یکسان و رسیدن همزمان آن ها در محیط خلأ و بررسى حرکت رفت و برگشت آونگ و همچنین کشف تلمبه تخلیه هوا و ده ها کشف علمى دیگر ـ که توانست فیزیک ارسطویى را زیر سؤال ببرد، زمینه براى دانشمندان و فیلسوفان قرن هفدهم باز شد. در همین زمینه، اخترشناسان به نام آن دوره همچون کوپرنیک، تیکو براهه، کپلر و گالیله توانستند کیهان شناسى ارسطویى، که عالم منظم و متناهى را تصویر مى کرد، به طورى که همه اجزائش از پایین به بالا براساس ارزش و کمالشان نظم یافته بود، فرو ریزند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:11  توسط حسن اعتمادی
|
خداوند در آیه 58 از سوره انفال می فرماید:«و اما تخافن من قوم خیانة فانبذ الیهم علی سواء ان الله لا یحب الخائنین»؛ و هرگاه از قومی بیم خیانت (در پیمان) داشتی، تو هم مثل خودشان پیمانشان را لغو کن، چرا که خداوند خائنان را دوست نمی دارد.. ممکن است بپرسید: فرضا ما با قومی پیمان بستیم، پیمانی مؤکد. آیا حتما باید صبر کنیم اول آنها نقض عهد بکنند بعد ما پیمانمان را بهم بزنیم؟ و حال آنکه گاهی علائمی در دست داریم که اگر ما صبر کنیم که دشمن عمل خودش را انجام بدهد کلا همان پس معرکه است. مثلا فرض کنید یک دولت اسلامی با دولت دیگری چنین قراردادی بسته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:10  توسط حسن اعتمادی
|
نهج البلاغه واقعا کتاب نفیسی است، گنجینه است، روح را غذا می دهد، آرامش و اطمینان می بخشد، نور می باشد، به منزله یک دائره المعارفی است، چون موضوعات مختلف در این کتاب مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار گرفته، از توحید و صفات باری و نبوت و معاد و آفرینش عالم و تکون انسان، راجع به اسلام و قرآن و حکمت و فلسفه احکام و بعثت خاتم الانبیاء و آثار دعوت رسول اکرم در جهان بیاناتی عالی دارد و علاوه بر اینها مشتمل است بر مواعظ و اخلاقیات، بر صبر، شجاعت، عفت، تقوا، استقامت، همت و اراده، تفکر و عبرت، حریت و تهذیب نفس، منع از عصبیت و نهی از تفاخر، کبر، دروغ، ظلم، ریا و امثال اینها.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:9  توسط حسن اعتمادی
|
قرآن در آیه 73 سوره انفال می فرماید: «والذین کفروا بعضهم اولیاء بعض»؛ اما کافران خودشان با یکدیگر پیوند دارند. همانطور که بعضی از مفسرین مخصوصا علامه طباطبائی در تفسیر " المیزان " می فرمایند، قرآن کریم در اینجا نمی خواهد تکلیف برای کفار تعیین کند. کفار که تابع دستور اسلام نیستند. می خواهد بگوید بین خود آنها ولایت هم پیمانی و همکاری وجود دارد، شما جزو آنها نشوید. آنوقت می بینیم که قرآن در اینجا چه تهدیدی می کند: «الا تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر» اگر این ترک ولاء کفار را در میان خودتان حفظ نکنید فتنه و فساد بزرگی در روی زمین پیدا می شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:9  توسط حسن اعتمادی
|
سیاست حاکم بر جهان یا بر نیمی از جهان - می خواهد که اسلام نه بمیرد و نه زنده بماند، به حالت نیم مرده و نیم زنده بماند. دنیا به دو بلوک به اصطلاح قسمت شده است: شرق و غرب. این دو بلوک در دو مسأله، در دو چیز با هم اتفاق دارند، یکی مسأله آلمان و یکی مسئله اسلام. اما آلمان، هر دو بلوک در عین اینکه به ظاهر رویش بحث می کنند، باطنا توافق دارند به اینکه این ملت نباید زنده بشود، نباید جلویش را بازگذاشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:8  توسط حسن اعتمادی
|
اعتماد بنفسی که اسلام در انسان بیدار می کند این است که امید انسان را از هر چه غیر عمل خودش است، از بین می برد و به هر چه انسان بخواهد امید ببندد از راه عمل خودش باید امید ببندد و همین طور پیوند انسان با هر چیز و هر کس از راه عمل است.
شما نمی توانید با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مرتبط باشید، جز از راه عمل. نمی توانید با علی بن ابیطالب علیه السلام مرتبط باشید جز از راه عمل. نمی توانید با حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام مرتبط باشید جز از راه عمل. یعنی اسلام برای پیوند و ارتباط با پیامبر و اهل بینش همه راهها جز راه عمل را بسته است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:7  توسط حسن اعتمادی
|
هووگری ضرب المثل ناسازگاری است. برای زن دشمنی بالاتر از " هوو " وجود ندارد. چند همسری زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر و احیاناً شوهر وا می دارد و محیط زناشوئی را که باید محیط صفا و صمیمیت باشد به میدان جنگ و جدال و کانون کینه و انتقام تبدیل می کند. دشمنی و رقابت و عداوت میان مادران، به فرزندان آنها نیز سرایت می کند، دو دستگیها و چند دستگیها بوجود می آید، محیط خانوادگی که اولین مدرسه و پرورشگاه روحی کودکان است و باید الهام بخش نیکی و مهربانی باشد درس آموز نفاق و نامردی میگردد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:6  توسط حسن اعتمادی
|
مطلب مهمی که در اینجا قابل ذکر است این است که ما در اجراء امر به معروف و نهی از منکر، منطق را دخالت نمی دهیم، در صورتی که هر کاری منطقی مخصوص به خود دارد که کلید آن کار است.
چیزی را که ما خوب شناخته ایم و بیش از اندازه برایش اثر قائل شدیم زبان بود نه عمل، در عمل هم توجه به عمل فردی بود نه اجتماعی. اکنون می گویم چیزی که بیش از هر چیز دیگر مورد غفلت است دخالت منطق است در این کار. مقصود اینست که در کار معروف و منکر باید تدابیر عملی اندیشید و باید دید چه طرز عملی مردم را نسبت به فلان کار نیک تشویق می کند و مردم را از فلان عمل زشت باز می دارد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:5  توسط حسن اعتمادی
|
کلامی دارد امام صادق (ع) که بسیار کلام بزرگی است. حدیثی است در " کافی " (ج 1 ص 26 و 27)، در ضمن آن حدیث این جمله است: «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس» یعنی کسی که زمان خودش را بشناسد و بفهمد و درک کند، امور مشتبه و گیج کننده به او هجوم نمی آورد. کلمه " ''هجوم'' " را ما در عرف فارسی خود در مورد هر حمله شدید به کار می بریم، اما در عربی به معنی حمله ای است که ناگهانی و غفلة بشود و طرف را غافلگیر کند.
امام می فرماید: اگر کسی به وضع زمان خود آشنا باشد امور مشتبه ناگهان بر سرش نمی ریزد که یکمرتبه دست و پای خود را گم کند و نتواند قوای خود را و فکر خودش را جمع و جور کند و راه حلی پیدا کند. بسیار کلام بزرگی است این کلام. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:4  توسط حسن اعتمادی
|
در آیه 6 سوره مدثر آمده: «و لاتمنن تستکثر؛ منت نگذار که کار خودت را بزرگ بشماری». (این خیلی عجیب است!) شرط اصلی برای هدایت و دعوت مردم ناچیز شمردن خود است. بنای کارت بر این نباشد که دائم بخواهی بر سر مردم یا به خدای خودت منت بگذاری که منم که این قدر دارم برای این مردم زحمت می کشم، منم که این همه دارم فداکاری می کنم، من هستم که چنین می کنم. منت گذاری در کارت نباید باشد، تو باید اهل خدمت باشی نه اهل منت، که اگر منت بگذاری معلوم می شود خیلی خودت را بزرگ می بینی، کار خودت را زیاد می بینی، استکثار می کنی، دائم خود و کارهای خود را می بینی؛ چنین نباش.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:3  توسط حسن اعتمادی
|
مسأله رهبری نسل جوان در حقیقت یک مسؤولیت عمومی است که متوجه عموم مسلمانان است و بالاخص متوجه طبقه ای است که سمت رسمی رهبری دینی اجتماع را دارند. این اصل را همه می دانیم که در دیانت مقدسه اسلام مسؤولیتها مشترک است، یعنی افراد مسؤول یکدیگرند و در مسؤولیتهای یکدیگر شریکند: «کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته» (جامع الصغیر، ص 95) بلکه نسلها مسؤول یکدیگرند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:2  توسط حسن اعتمادی
|
اگر انسان دارای یک سلسله فطرت باشد، قطعا تربیت او باید با در نظر گرفتن همان فطریات صورت گیرد و اصل لغت "تربیت" هم اگر به کار برده می شود - چه آگاهانه و چه غیرآگاهانه - بر همین اساس است؛ چون " تربیت " یعنی رشد دادن و پرورش دادن و این مبنی بر قبول کردن یک سلسله استعدادها و به تعبیر امروز یک سلسله ویژگیها در انسان است.
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:1  توسط حسن اعتمادی
|
ما یک تقلید احمقانه ای از اروپا کرده ایم. در تاریخ گذشته ما مسجد و مدرسه همیشه یکی بوده اند یا همسایه یکدیگر بوده اند. این خودش یک حسابی بود. هنوز هم آثاری که ما از قدیم می بینیم، همین طور است. هرجا که یک مدرسه هست یک مسجد هم در کنارش هست، بلکه خود مساجد مرکز تعلیم و تربیت بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:0  توسط حسن اعتمادی
|
وقتی خداوند نسبت به بنده ای از بندگانش لطف مخصوصی دارد، او را گرفتار سختی ها می کند. جمله معروف «البلاء للولاء» مبین همین اصل است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:59  توسط حسن اعتمادی
|
نسل جوان ما مزایائی دارد و عیبهائی. زیرا این نسل یک نوع ادراکات و احساساتی دارد که در گذشته نبود و از این جهت باید به او حق داد. در عین حال یک انحرافات فکری و اخلاقی دارد و باید آنها را چاره کرد. چاره کردن این انحرافات بدون در نظر گرفتن مزایا یعنی ادراکات و احساسات و آرمانهای عالی که دارد و بدون احترام گذاشتن به این ادراکات و احساسات میسر نیست. باید به این جهات احترام گذاشت. رو در بایستی ندارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:58  توسط حسن اعتمادی
|
ما امروز از نسل جوانمان گله داریم که چرا با قرآن کریم آشنا نیست؟ چرا در مدرسه ها قرآن یاد نمی گیرند، حتی به دانشگاه هم که می روند از خواندن قرآن عاجزند؟ البته جای تأسف است که اینطور است. اما باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامی در این راه کرده ایم؟ آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنائی کامل داشته باشد؟!
عجبا که خود نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده، آنوقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست. قرآن در میان خود ما مهجور است و توقع داریم نسل جدید به قرآن بچسبد. الان ثابت می کنم که چگونه قرآن در میان خود ما مهجور است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر ۱۳۹۰ساعت 12:58  توسط حسن اعتمادی
|
بهترین شاگردان فلاسفه همانها هستند که محضر خود آنها را درک کرده اند به خلاف انبیاء و اولیاء. بهترین شاگرد افلاطون یا ارسطو یا بوعلی همان شاگردان بلا واسطه حوزه خود آنها هستند. بهترین کسی که کلام بوعلی را فهمیده می توان گفت بهمنیار یا ابوعبید جوزجانی است. اما بهترین شاگردان پیغمبر اکرم یا امیرالمؤمنین یا حضرت صادق چطور؟ آیا بهترین شاگردان آنها همانها هستند که در زمان خود آنها بوده اند؟ نه، اینطور نیست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۰ساعت 12:57  توسط حسن اعتمادی
|
خداوند در آیات 55 تا 59 سوره انفال می فرماید: «ان شر الدواب عند الله الذین کفروا فهم لا یؤمنون* الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مره و هم لا یتقون* فاما تثقفنهم فی الحرب فشرد بهم من خلفهم لعلهم یذکرون* و اما تخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سواء ان الله لا یحب الخائنین و لا یحسبن الذین کفروا سبقوا انهم لایعجزون؛ بی تردید، بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کافر شدند پس آنها ایمان نمی آورند* همان کسانی که از ایشان پیمان گرفتی، ولی هر بار پیمان خود را می شکنند و هیچ پروا نمی کنند* پس اگر در جنگ بر آنان دست یافتی با تاختن بر آنان کسانی را که پشت سر آنهایند متفرق ساز، باشد که عبرت گیرند* و هر گاه از قومی بیم خیانت در پیمان داشتی، تو هم مثل خودشان پیمانشان را لغو کن، چرا که خداوند خائنان را دوست نمی دارد* و کافران گمان نکنند که جلو افتاده اند، آنان هیچ وقت نمی توانند خدا را عاجز کنند».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۰ساعت 12:56  توسط حسن اعتمادی
|
قرآن یك ظاهرى دارد و یك باطنى، در بیانات حضرت امیر سلام الله علیه آمده است كه قرآن ظاهرش بسیار زیبا و جلوه گر و باطنش عمیق است. در خطبه هیجدهم نهج البلاغه آمده است كه: «و لو كان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا كثیرا و ان القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق، لا تفنى عجائبه، و لا تنقضى غرائبه، و لا تكشف الظلمات الا به؛ اگر این کتاب از سوی غیر خداوند نازل شده بود در آن اختلاف فراوان می یافتند. قرآن ظاهرش شگفت و باطنش ژرف است. عجایبش پایان نگیرد، غرایبش سپری نگردد و تاریکی ها جز با آن زدوده نشود ».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۰ساعت 12:55  توسط حسن اعتمادی
|
|